با عرض تسلیت به مناسبت ایام سوگواری حضرت احسان ، محسن بن علی (ع) و با توجه به اینکه تاایام فاطمیه نزدیک 2 ماه فاصله داریم تحقیقی را سلسه وار طی چند نوبت خدمت محبین آن بی بی دو عالم تقدیم می دارم انشالله مورد رضایت فرزند برومندش حضرت صاحب الزمان(عج) واقع شود.

علم الهدی سید مرتضی ( رضوان الله تعالی علیه ) در امر عصمت به نام تنزیه الانبیاء نوشته است  .و جناب خواجه طوسی ( قدس سره ) در مساله ثالثه مقصد رابع تجربه اعتقاد فرموده است : " و واجب میشود بر نبی عصمت برای اینکه ثقه بودن وی و غض از نبوت او حاصل میشود و برای وجوب تبعیت مردم از وی" . حضرت آیة الله حسن زاده آملی دامة برکاته می فرمایند " و حقیقت عصمت آن قوه نوری ملکوتیه است " و حضرت فاطمه (س) بنت رسول الله (ص) با اینکه دارای سمت نبوی تشریعی نبوده اند ، صاحب ملکه عصمت بوده است . و این منافاتی ندارد که انسانی را رتبت نبوت تشریعی نباشد و اورا ملکه عصمت بوده باشد . که در بیان فوق نبوت تشریعی و نبوت اثباتی خود بحث جدا میخواهد که مجال آن در اینجا نمی باشد . < عصمت > در لغت به معنی منع بوده و ملکه عصمت صاحب عصمت را از هرگونه ناپسند و ناروا حافظ و مانع و رادع است ، حتی صاحب آن نیت گناه هم نمیکند ، غفلت و سهو و نسیان در او راه ندارد ، همانطور که در سوره مبارکه اعلی آیه 7 خداوند تبارک و تعالی می فرماید " سنقرئک فلا تنسی " صاحب عصمت از کودکی و آغاز زندگی همه  اقوال و آثار و افعال و احوالش حکم حکیم است.

در تفسیر سوره مریم آیه 12 آمده است  که وقتی کودکان به یحیی (ع) گفتند بیا با ما برای بازی فرمود ما برای بازی آفریده نشده ایم . حضرت علامه سپس به بیان امیر المومنین (ع) در نهج البلاغه به عصمت عترت رسول اکرم (ص) تمسک نموده اند ایشان در نکته 748 کتاب هزار و یک نکته اشاره به این موضوع نموده اند که " نمی دانم در کجا دیده ام که فخر رازی در هر مساله ای از مبدا تا معاد تشکیک نموده است و اعتراض کرده است ، که او را امام المشککین خوانده اند ولی با این حال در عصمت سیده نساءالعالمین فاطمه(س) نیت رسول اله تسلیم محض بوده است که آن جناب بلامدافع معصومه بوده است و در عصمت و طهارتش جای شک و تردید نیست "

ایشان در کتاب شرح فی  حکمة عصمتیه فی کلمه فاطمیه حضرت صدیقه طاهره را به " بقیته النبوه " ستوده اند به این استدلال که در زیارت جامعه است : " االسلام علی الائمه الدعاة .. و بقیته الله و خیرته ..." . بدیهی است که بقیه هر چیز همان چیز است و اوصاف و آثار و خواص او را دارد و  اهل بیت رسول اکرم (ص) را که بقیه الله و بقیه النبوه می گویند تعظیم و تجلیل از آنان بدین لحاظ است باذن الله کار خدایی می کنند و مانند رسول  او نشر حقایق و معارف قرآنی مینمایند و کار پیغمبری می کنند که آن بزرگواران بقیة الله و بقیة النبوة می باشند . فتبصر ( کلهم نور الواحد )

جناب فیض رضوان الله در تفسیر سوره هود " بقیت الله خیر لکم ان کنتم مومنین ..." می فرماید " در کافی از قول امام محمد باقر نقل شده است : حضرت شعیب بالای کوه رفت و مشرف به اهل مدین شد در همین حال فردی دروازه مدین را بست و مانع از خروج مردم به سمت حضرت شعیب و بازار شد ، سپس شعیب با صدای بلند فرمود : ای اهل مدینه ظالم من بقیته الله هستم و این آیه را فرمودند : انا بقیته الله خیرلکم ... و ما انا علیکم حفیظ . و در بین آنها پیر بزرگی بود که به اهل مدین گفت : ای قوم این دعوت شعیب پیامبر است و قسم به خدا اگر خارج نشوید از این شهر به سوی بازار عذاب از بالای سر شما و پایین شما به شما نازل خواهد شد و در اکمال آن از حضرت باقر آمده است که اولین کلامی که حضرت قائم (عج) هنگام خروج به آن نطق می فرماید همین آیه است سپس او میفرماید : انا بقیة الله و حجته و خلیفته و علیکم ، سپس مسلمانی به ایشان سلام نمیکند مگر اینکه بگوید : السلام علیک یا بقیته الله فی ارضه "

ادامه دارد .......