السلام عليک يا فاطمه الزهرا سلام الله عليها

شهر پيغمبر پر از بيداد شد .....آسمان لبريز از فرياد شد

نخل ها بر سينه و سر مي زدند .....طائران عرش پرپر مي زدند

چشم جبريل امين مبهوت بود.....غرق ماتم عالم لاهوت بود

کينه توزي را عجب آموختند.....قلب مادر را به طفلش دوختند

آن در و ديوار گلگون گشت ،واي.....فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت ، واي

ضرب سيلي ديده اي را تار کرد .....مجتبي (ع) با زهرِ آن افطار کرد

باغلاف تيغ ،بازويي شکست.....شمر،روي سينه مولا نشست

روي مه را ،جوهر نيلي زدند.....دختري در کربلا سيلي زدند

درب بيت وحي را افروختند.....خيمه اهل حرم را سوختند

از دل زهرا(س) برون شد بوي عود.....بوي ياس و آتش و اسپند و دود

ميخ در ، پهلوي محسن را دريد.....تير شد ، بر حنجر اصغر رسيد

تيغ را قنفذ به عالم تاب داد.....دست عباس (ع) علي(ع) در شط فتاد

بس نيام و تيغ در رقص آمدند.....بوسه بر پهــــلو و بر بازو زدند

***

کيست زهرا(س)؟آسماني در سجود.....بوسه دستاس بر دستي کبـــــــــــود

عاديان زين سو و آن سو آمدند .....بند بر دستان دست حــق زدند

دست حق (ع) در بيعت زنجيــر شد.....شير حق (ع) بين دو صد خنزير شد

گنبد نيلي ، گريبـــــــــــــان چاک زد.....عصمت حق(س) را عدو بر خاک زد

فاطمه (س)يعني زدن در کوچه ها.....مـــــــــادري را پيش چشم بچه ها

چشم عالم لب لب از الماس شد.....خاک يثرب مست بوي يــاس شد

عالمي خاموش و بي مهتاب گشت.....ارغـــوان رخ ، ماه عالمتــــاب گشت

عرش حق هم زين جفا در هوش شد.....ذوالفقار مرتضي(ع) بيهـــــــــوش شد

***

کيست زهرا(س)؟ يکَه يار مرتضي(ع).....هم زِرِه هم ذوالفقـــــــــار مرتضي(ع)

آه زهرا(س) ، نعره هاي حيدر (ع)است.....ني که دختر،مادر پيغمبــــــر(ص) است

روضه رضوان به زيــــــــــر پاي اوست.....سينه غم چاک ، از غم هاي اوست

چشم عين الله (ع) گريان امشب است.....بعد از اين ام ابيها ، زينـــب (س) است

گفت حيدر(ع) اي تمام جان من .....طفل و بازويت بلاگــــــــردان من


قــامتم را اي وجودت قائـــمه.....کلَِميني کلَِميني فاطمه(س)

فاطمه(س)چشمان خود را باز کرد.....با نگه روي علي(ع) را ناز کرد

دست حيدر(ع) را گرفت آن نازنين.....گفت اي مولا(ع) اميرالمومنين(ع)

هرچه گويي من اطاعت مي کنم.....غم مخور، خود با تو بيعت مي کنم

فاطمه(س) گردد بلاگردان تو.....هستي زهرا(س) فداي جان تو

گرچه مي داني تو نيت هاي من.....ياعلي(ع)بشنو وصيت هاي من

غسل ده ،من را به زير پيرهن.....صبر کن در بستن بند کفن

اي اميرالمومنينم ،بوتراب(ع).....جاي من شب ،پيش طفلانم بخواب

جان فدايت ، اي پناه عالمين.....جان تو، جان حسن(ع) ، جان حسين(ع)

ياعلي(ع) پيش حسينم (ع) وقت خواب.....جاي زهرا(س) کاسه بگذار آب

چادري پنهان درون خانه کن .....جاي من موهاي زينب (س) شانه کن

جان زهرايت(س) ،علي(ع) جان ،جاي من.....بوسه بر چشمان عباسم (ع) بزن

ياعلي(ع) شب بر سر قبرم بمان.....هل اتي ! بر کوثرت ياسين بخوان

گفت و گفت و ديدگان بر هم گذاشت.....هل اتي (ع) را غرق در ماتم گذاشت

چاره ساز عالمي بيچاره شد.....کوثر و دخَان ،ز قران  پاره شد

ياس گلگون علي (ع) چون جان سپرد.....ني که زهرا(س)، بل علي (ع) افتاد و مرد

شاپرکهاييم و خاکستر شديم.....واي مردم ،واي ، بي مادر شديم

جاي سيلي تا ابد بر روي ماست.....تا قيامت ميخ در پهلوي ماست

ردَ خون سينه ات بر جاده است.....خاک چادر ،مُهر هر سجاده است

آه مادر، کودکانت خسته اند.....چشم بر دست کبودت بسته اند

اي که "عجَِل " گفتي و مرگت رسيد.....عجَِلي گو تا فرج آيد پديد

ابوالفضل سپهر