بسم رب الشهداء و الصديقين

 

دوباره وقت دعا شد، موقع شرم و حيا شد

صدای الهی العفو ،ورد لبهای گدا شد

همه با ادب نشستند، وقت ديدار خدا شد

همه نامه ها سفيده ،امضای آل عبا شد

يه دونه روی سياه و، يه دونه نامه جدا شد

من همون روی سياهم، حسابم غير خوبها شد

رفيقا چو پر کشيدن ،دل من پشت به آقا شد

دست به اين دلم نذاريد، کشتی ام بی ناخدا شد

ياد ايوون جماران ،عقده ای به اين دلها شد

رهبرم علی مظلوم، عاقبت صاحب عزا شد

صدای گريه بلنده ،ديگه چفيه بی وفا شد

رمز سر بند يازهرا(س)، مثل اينکه بر ملا شد

ديگه حالت دوکوهه، شبيه کرب و بلا شد

وقتی گفتم از شلمچه ، جواب ما ناروا شد

يادفکه، ياد کرخه، ياد کارون چه هاشد

مُردمو ديگه نديدم، سوره علقمه وا شد

جای هر کوچه شهيدی، مجلس گناه به پا شد

گوئيا سر حسينم،دوباره به نيزه ها شد

سد دز نامه به هور داد، ارزش ما بی بهاء شد

قصر شيرين به هويزه،می گه کعبه بی مناء شد

قله هزار و صد گفت: غم و قصه در فضا شد

پای نا محرم اسرار،به حرم چه آشنا شد

ز سحر گهم هميشه، شفع و وتر صبح قضا شد

ديگه از عسل شيرينتر، گذر اين بی نوا شد

کوچه های بی شهيد، شهر ما چه بی صفا شد

گوش ما جای نيايش،آشنا به هر صدا شد

قلب اربابم دوباره، خسته از دست ماها شد

گل ياس آل ياسين، زير و دست و پا فدا شد

بسيجی خسته نباشی!!!، دشمنت حاجت روا شد

صورت غريب رهبر، شبيه مادر ما شد

بچه ها دوباره قنفذ، روبه سوی کوچه ها شد

سپر علی شکسته،خون دلِ سينه زنها شد

تهمت و خانه نشينی، سهم اين روز جزا شد

توبه کار بيا که توبه،دلربای دلبرا شد

 

انتهای آرزويم،مردنم به پای آقاست

لب من به ذکر ناب سيدم يوسف زهرا(س)است

                  کمی بيانديشيم:

                        بعد از شهداء چه کرده ايم !!!

                  حرف آخرم:

شهداء  شرمنده ام

 

اللهم عجل لوليک الفرج