آنچه در پی می آید، سخنان معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری، حجت الاسلام والمسلمین مروی، در نشست طلاب مدرسه علمیه شهیدین قم است که مرکز خبر حوزه آن را به مناسبت سفر رهبر معظم انقلاب تقدیم می‌کند.بخشی از این مطالب ذکر خاطرات حجت الاسلام مروی از رهبر انقلاب است و بخشی نیز به سفر ایشان به استان قم مربوط است.


*حتما در اتاق صندلی باشد!
در همین سفر قم، ایشان از همه برنامه های سفرشان مطلع بودند و در جریان کامل ملاقات ها، دیدارها و ... قرار داشتند، اینکه با چه کسی، چه زمانی و در کجا ملاقات دارند، حتی در بسیاری از جزئیات نظر می دهند و نظرشان هم اعمال می شود. به عنوان مثال، ایشان افرادی که قادر به نشستن روی زمین نبودند را نام برده و تاکید داشتند حتما در اتاق صندلی باشد، بعداً فرمودند عده ای هم روی پتو می نشینند.


*آقای مروی برای این جریان چه می کنید؟
در دیدار روز پنجشنبه گذشته با آقا، ایشان تاکید کردند:« در سفر قم به مسئولین بگویید ...


حتماً، تبلیغات سفر غلو آمیز نباشد، تعریضی به علما، بزرگان و دیگران نباشد، تعریف ها بی جا نباشد؛ من می خواهم با طلبه ها صحبت کنم و با روحانیون حرف دارم. یکی از دغدغه های من در سفر به قم، که ذهن مرا مشغول کرده این است که مبادا این آقایون(محافظان) زمانی که علما و بزرگان برای دیدار می آیند، چون آنها را نمی شناسند به آنها بی احترامی کنند. من این دغدغه را دارم، آقای مروی برای این جریان چه می کنید؟ برنامه ریزی کنید،تدبیر کنید، مبادا به کسی توهین یا بی احترامی شود، باید احترام و عزت در دیدار ها حفظ شود».


*آقای مروی، اینها آیت الله هستند!
یادم نمی رود روزی لیستی به آقا دادم که در آن نام تعدادی از بزرگان درج بود و نوشته بودم آقای فلانی و فلانی و... و از آنجایی که این دست نوشته داخلی بود و رسانه ای هم نمی شد، توجهی نداشتم. ایشان زمانی که لیست را دیدند فرمودند:« آقای مروی اینها آیت الله هستند، شما لیستان را اصلاح کنید ،حتی اگر این یاداشت را پاره می کنید و دور می ریزید، نباید این گونه بنویسید، عادت کنید عناوین افراد را درست بنویسید».

* این آقا اگر به من سیلی می زد، قابل تحمل تر بود!
با آقا رفته بودیم کوه پیمایی،تعدادی از پاسداران با لباس شخصی جلوتر حرکت می کردند، فردی از روبرو می آمد، یکی از پاسدارها مسیر او را عوض کرد و او را از مسیر دیگری راهنمایی کرد، آقا که این صحنه را دیدند به آن پاسدار گفتند: چرا راهش را کج کردید؟ پاسدار جواب داد: ببخشید، ایشان پاسخ دادند، « این بخشیدن ها تا کی باید ادامه داشته باشد و با ناراحتی فراوان گفتند: تا کی باید ببخشم حد یَقِف این بخشیدن ها کجاست؟ اگر این آقا می آمد و یک سیلی به من می زد، برای من قابل تحمل تر بود تا این که راهش را کج کردی».

*تا آزاد نشود خوابم نمی برد!
در یکی از سفر ها جوانی در میان جمعیت اهانت هایی کرد که پاسداران او را گرفتند و بردند، شب آقا طبق برنامه برای استراحت رفتند، ولی چند لحظه بعد برگشتند و گفتند:« آن جوانی که پاسداران در میان جمعیت گرفتند چه شد؟ ببینید کیست. اگر گروهکی است و با نظام مشکل دارد و پرونده دار است که هیچ، مامورین وظیفه خود را انجام دهند، ولی اگر بخاطر من و بر هم زدن سخنرانی من او را گرفته و زندانی کرده اند، به پاسدارها بگوید همین امشب آزادش کنند که تا آزاد نشود، خوابم نمی برد».

*زندان کهریزک جای این تیپ آدمها نیست!
معظم‌له در ایام فتنه قبل از حادثه کهریزک تاکید کرده بودند، « زندان کهریزک برای قاچاقچیان، مواد مخدری ها و اراذل و اوباش است، مبادا کسانی که در اغتشاشات دستگیر شدند را به آنجا ببرند، آنجا جای آنها نیست، تیپ این آدمها با کسانی که در کهریزک هستند فرق می کند. اگر جا دارند در زندان های دیگر والا آنجا نبرند و آزادشان کنند».

*خوش و بش طلبگی در اوج اغتشاش
تیرماه سال 78 ایامی که آشوب گران هر شب به خیابان ها می ریختند و شلوغ کردند، همان شب ها تعدادی از طلاب حوزه علمیه قم آمده بودند تا با آقا دیدار کند، خودشان می گفتند در این اوضاع و شرایط امکان ندارد ایشان ما را بپذیرد، ولی آقا 45 دقیقه با آنها جلسه و خوش و بش طلبگی داشتند، انگار نه انگار که در برخی خیابان های اطراف آشوب است.