((ولا تحسبن الذين قتلوا فی سبيل الله بل احياء عند ربهم يرزقون))
گفت رفتيم با بچه ها حرم امام (ره). دلم خيلی گرفته بود. به رفقا گفتم شما بريد من گلزار شهداء می مونم. رفتند و من چون علاقه خاصی به شهدی آوينی داشتم رفتم پيششش کلی با هاش درد دل کردم. ديدم موقع نمازه. با اعتقاد به آیه قرآن (که در بالا آمده) گفتم آقا مرتضی تا من می رم وضو بگيرم و بيام بايد برای من مهر بذاری . خودتم می دونی که من عادت دارم با دو تا مهراونم تربت کربلا (به دلیل استحباب آن دو ) نماز می خونم.وظيفه صاحب خونس که به مهمون برسه. منم مهمونتم.
رفتم وضو گرفتم برگشتم.ديدم دو تا مهر اونم کربلا گوشه سمت راست بالای مزار شهيد هست. مهرها رو برداتم زير ژای آقا مرتضی نمازمو خوندم. بعد با خودم گفتم مخرهارو بنا به تبرک ببرم. ديدم يه صدائی ميگه ما رسم مهمون نوازی مونو انجام داديم،‌ولی بی ادبی مهمون وقتی اومد چيزی رو از خونه ميزبان ببره. يا داين سخن امام راحل افتادم : شهدا در قهقه مستانه شان عند ربهم يرزقونند. مهر هارو گذاشتم سر جاشون و برگتم.
التماس دعا......... اللهم عجل لوليک الفرج