السلام عليک يا عزيز الزهرا(س)            يا حسن مجتبی (ع)

قرار گذاشته بودم که در ماه مبارک رمضان هر هفته چهار شنبه ها مطلبی رو خدمت دوستان عرضه بدارم.ولی متاسفنه به دليل پاره ای از مشکلات فکری ، جسمی ، و ... توفيق انجام اين وظيفه را نداشتم. و لذا در همين جا از همه دوستان عذر خواهی کرده و ميلاد با برکت غريب مدينه آقا امام حسن مجتبی (ع) را خدمت همه دوستان تبريک و تهنيت عرض می نمايم.

در غربت و قربت ايشان همين بس که يکی از دلسوختگان می فرمود :

وقتی رفتم عرفات از خدا طلب شهدات در آنجا رو کردم.ولی وقتی رفتم مدينه و بقيع رو زيارت کردم گفتم يا امام حسن(ع) می خوام زنده بمونم از غريبيت بگم.

همه از سر سفره اين کريم اهل بيت نون می خوريم و هر کدوم به نحوی به غربت ايشان می افزائيم.زنان به نحوی، مردان به نحوی، مداحان و سخنرانان به نحوی، و ...

چه قدر نيمه ماه مبارک رمضان نذر و نذورات می کنند و حاجت از اين کريم می گيرند و  بعد ...

چند روز پيش رفته بوديم با چند تا از رفقا خدمت يکی از بزرگان وقتی داشتيم بر می گشتيم توی خ شريعتی چندين مورد روزه خواری ديدم.آری نبايد گفت اينهارو .ولی تا کی بايد ساکت نشست.به خدا عذاب الهی نزديک است. به امام حسن (ع) بايد منتظر عذاب باشيم.

اما از هر چه بگذريم سخن دوست خوش تر است:

کيف اصف حُسن ثنائکم ...چه طور از حسن ثنا و زيبائی شما بگم و وصف کنم زيبائی های شما رو در حالی که خداوند به وسيله شما ما را از ذلت خارج فرمودو درياهای گرفتاری و بلا را از ما دور گردانيد و از آتش رها فرمود...بابی انت و امی و نفسی و مالی و اسرتی...هر چه دارم به فدای شما... عزيزترينم توی اين دنيا پدر و مادرمند که اونها به فدای شما.منکه چيزی ندارم.هر چی دارم از شمای کريم دارم.يا کريم اهل بيت ....چه ذکری شيرين تر از نام و ذکر شما و چه جانی گرامی تر از جان شما و چه بزرگ است عظمت شانتان و چه قدر شما با وفائيد و من بی وفا ...چه قدر در گفتارتان صداقت داريد و من چه قدر دروغ  وريا... هر چی می گم اگه اين يه بار رو بين من و خدا واسطه بشيد ديگه آخرين باره ديگه بنده خوبی می شم  ولی خودت می دونی من ضعيفم...من ناتوانم جز شما ندارم...يا کريم اهل بيت...هر کس امر شما رو اطاعت کرد رشد نمودو هرکه به وصيت شما عمل کرد به تقوی رسيده....اقای من عاداتکم الاحسان و سجيعتکم الکرم....اصلا اين عادت شما شده که خوبی کنيد...و عادت من شده که بدی کنم و معصيت ....سجيه شما به کرامت و سخاوت ...و سجيه من به  بخل و حسد ...انا سائلکم ... من گدای در خانه شمايم....توی هيچ روايتی نديدم و نديدن که کسی بیاد در خونه شما و دست خالی بره...آخه شما کريميد و من گدا....

من به خود عازم کويت نشدم من دل بکنم ....مادر فاطمه خواست کين گونه مقام است مرا

به ماردتون حضرت زهرا(س).به همون خانمی که اين قدر بهشون ارادت داريم.من شنيدم شما مادری هستيد. يه بار ديگه واسطه ام شو...نذار از در خونت برم...من جائی رو ندارم..جز در خونه شما..يا کريم...يا کريم...يا کريم...

الهی... بالحسن... بالحسن... بالحسن... بالحسن... بالحسن... بالحسن... بالحسن...  بالحسن...  بالحسن... بالحسن...   العفو...

اللهم عجل لوليک الفرج و الجعلنا من انصاره و اعوانه و الذابين عنه و المسارعين اليه ....واحفظ قائدانا الامام الخامنه ای...واهلک اعدائه ....يا ارحم الراحمين