فاطميه دوم رسيد و نائب الزياره همه محبين کتار حرم فرزند عزيزش علی بن موسی الرضا(ع) هستم. گفتم اين پست رو در اين مکان مقدس بنويسم. هر چند که از کافی نت رفتن خوشم نمی آد. ولی اينجا، الحمدلله خلوته...

تا به حال دقت کرديد که اين همه ايات در مورد قوم بنی اسرائيل (حضرت موسی) در قرآن اومده دليلش چيه؟... پيامبر اکرم: داستان بنی اسرائيل در قوم من تکرار خواهد شد...

عجب...

چه تکراری؟؟؟

يه نمونش رو می خوای بدونی؟ که از اين به بعد بهتر قرآن بخونيم؟ با تامل؟ با تفکر؟

وقتی موسی داشت از رودنيل رد می شد... جبرئيل با مرکبش جلو حرکت می کرد و به اين وسيله در اصل اب باز شد... مرکب جبرئيل خاصيتی که داشت اين بود که وقتی پا بر جائی می گذاشت، اون خاک برای هميشه قدرت تحرک پيدا می کرد. توی قوم موسی يکی بود به نام سامري، اين قضيه رو فهميد... مقداری از اين خاک رو برداشت و در کيسه اش ريخت...

گذشت...

موسی رفت به ميقات... قرار بود بعد از سی روز بياد..ولی ..واتممناها به عشر..دستور اومد که ۱۰ روز ديگه بايد ميقاتت رو ادامه بدی..تا خوب و بد از هم شناخته بشن..تا مردمت ازمايش بشن...

سامری گفت : اين خدای موسی مگه چيه؟ مگه موسی کيه؟ من يه خدائی سراغ دارم خيلی بهتر خدای موسی(نعوذ بالله)...

يه گوساله ساخت مقداری از اين خاک رو ريخت در شکم اين گوشاله و باعث حرکت و تکان خوردن اين گوساله شد... دهان اين گوساله رو هم توری تعبيه کرد که وقتی باد می وزيد توی اون می پيچيد و توليد صدا می کرد..خلاصه کنم... قوم موسی با ۱۰ روز نبودن پيامبرشون شدن چی؟ گوساله پرست... اونم گوساله ای که سامری ساخته بود...

موسی از ميقات برگشت... ديد قومش بت پرست شدن... هارون خليفه و جانشين موسی بود... موسی يه خصوصيت داشت که به قول خودمون زود جوش می اورد.تا اين واقعه رو ديد سريع رفت سراغ برادر و جانشينش هارون... محاسن هارون رو گرفت روی زمين کشوندش... هارون يه جمله گفت:  يابن ام، لا تاخذ بلحيتی و لابرأسی... (سوره مبارکه طه، آيه ۹۴)

 به نظر شما اين واقعه چه موقعی توی قوم پيامبر تکرار شد؟...

يه خورده فکر کنيد و تحقيق...

                                                                                        ادامه دارد...