وقتی شنیدم که آقای خامنهای انتخاب شدهاند، قلباً خوشحال و آرام شدم و گویی مرگ پدر را فراموش کردم. معتقدم بهترین فرد، ایشان بودند و هستند. انشاءالله که عمر طولانی داشته باشند.
ماهنامه پاسدار اسلام در شماره جدید خود ویژهنامهای درباره حضرت امام(ره) منتشر کرد.
در یکی از مطالب، خاطراتی خواندنی از خانم زهرا مصطفوی دختر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی منتشر شده است که متن آن در ذیل میآید:
اشاره: آنچه در پی میآید بخشی از خاطراتی است که در طول سالهای گذشته از خانم دکتر زهرا مصطفوی یادگار گرامی حضرت امام سلامالله علیه شنیدهام؛ خاطراتی که از سادهترین آنها مانند بازی با کودکان در خانه تا بزرگترین آنها همچون مسئله رهبری آینده، آموزنده و برای رهروان روحالله بسی ارزشمند است...
نظرات ()سخنرانى در نجف اشرف
زمان: 27 مهر 1350/ 28 شعبان 1391
مناسبت: فرا رسیدن ماه مبارک رمضان "رمضان، ماه تهذیب و توبه"
حضار: روحانیون و طلاب علوم دینى
ان شاء اللَّه با سلامت نفْس وارد بشوید به ماه مبارک؛ و در ماه مبارک خودتان را در ضیافت خداى تبارک و تعالى ببینید و حق تعالى را مضیف خودتان ببینید و او را حاضر واقعه ببینید. اگر خداى نخواسته، یکوقتى خواستید به یک کسى جسارت کنید، بفهمید که در حضور خدا دارید به بنده خدا جسارت مىکنید. اگر غیبت کردید...
نظرات ()زمان: ٢۶خرداد ١٣۵٩/ ٣شعبان ١۴٠٠
مکان: تهران، جماران
موضوع: تجلیل از حضرت ابا عبد اللَّه حسین (ع)- هشدار به توطئه گران- ٨ تذکر عمومی
مناسبت: میلاد حضرت امام حسین (ع) و روز پاسدار
مخاطب: ملت مسلمان ایران و پاسداران انقلاب
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
روز مبارکِ سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است و روز تحقق پاسدارى از اسلام، از حقیقت، از مکتب الهى؛ روز تولد بزرگْ پاسدارى که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد. مکتبى که مىرفت با کجرویهاى تفاله جاهلیت و برنامههاى حسابشده احیاى ملیگرایى و عروبت با شعار «لا خَبَرٌ جاءَ وَ لا وَحْىٌ نَزَلْ» محو و نابود شود، و از حکومت عدل اسلامى یک رژیم شاهنشاهى بسازد و اسلام و وحى را به انزوا کشاند؛ که ناگهان شخصیت عظیمى که از عصاره وحى الهى تغذیه و در خاندان سید رُسل محمد مصطفى و سید اولیا على مرتضى، تربیت و در دامن صدیقه طاهره، بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکارى بىنظیر و نهضت الهى خود، واقعه بزرگى را به وجود آورد که کاخ ستمکاران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید. سلام و صلوات خداوند بر روان پاک آن حضرت و خاندان و اصحابش که ما را از ظلمت جاهلیت به نور اسلام هدایت فرمود. حال اى ملت اسلام و امت محمد! بر ماست که از امام بزرگمان پیروى کنیم و با فداکارى از انقلاب اسلامى پاسدارى کنیم؛ و براى ادامه این مکتب عزیز که رهایى مستضعفان جهان و سرکوبى مستکبران است، از هواهاى نفسانیه که میراث شیطان است بر حذر باشیم، و توطئه دشمنان کشور اسلام را که ایجاد یأس و سستى است، در نطفه خفه کنیم.
و اى پاسداران عزیز! که از متن ملت مسلمان متعهد بپا و از انقلاب اسلامى و نهضت مقدس پاسدارى کردید...
نظرات ()زمان: 24 اردیبهشت 1360/ 9 رجب 1401
مکان: تهران، جماران
موضوع: نصیحت و امر به پرهیز از دخالت در امور سیاسى
مخاطب: خمینى، سید حسین
بسمه تعالى
پسرم، حسین خمینى! «1» جوانى براى همه خطرهایى دارد که پس از گذشت ایام انسان متوجه مىشود. من میل دارم کسانى که به من مربوط هستند در این کورانهاى سیاسى وارد نشوند. من امید دارم که شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامى، با تعهد به اخلاق اسلامى و مهار کردن نفس امارة بالسوء، براى آتیه مورد استفاده واقع شوى. من علاوه بر نصیحت پدرى پیر به شما امر شرعى مىکنم که ...
نظرات ()بهار سال 1365، روزى را که امام(ره) در بستر بیمارى بودند، فراموش نمىکنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن کردند و گفتند سریعاً به آنجا بیایید؛ فهمیدم که براى امام(ره) مسألهاى رخ داده است. آناً حرکت کردم و پس از چند ساعت طى مسیر، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان کشور بودم که شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه، بالاى سر ایشان حاضر شدم.
روزهاى نگرانکننده و سختى را گذراندیم. خدمت امام(ره) رفتم و هنگامى که نزدیک تخت ایشان رسیدم، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گریه کردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه کردند. بعد چند جمله گفتند که چون کوتاه بود، به ذهنم سپردم؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم.
در آن لحظاتی که امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا کرده بودند، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراین مهمترین حرفى که در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مىباید در آن لحظهى حساس به ما مىگفتند. ایشان فرمودند: «قوى باشید، احساس ضعف نکنید، به خدا متکى باشید، «اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچکس نمىتواند به شما آسیبى برساند». به نظر من، وصیت سىصفحهای امام(ره) مىتواند در همین چند جمله خلاصه شود.
به نقل از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشرمقام معظم رهبری(حفظه الله)
نظرات ()بهار سال 1333 در تهران به دنیا آمد. خانواده دیالمه مسلمان و متدین بودند. پدرش پزشک بود و در جلسههای انجمن اسلامی پزشکان مرتب شرکت میکرد. این جلسهها را شهید مطهری با چند نفر از هممسلکانش راه انداخته بود. سخنرانها و پامنبریها همه از آدمهای باسواد و مسلمان آن روزگار بودند. عبدالحمید که در خانه «وحید» صدایش میکردند، همراه پدرش به این جلسهها میرفت. پای همین جلسهها با فضای سیاسی، انقلاب و آدمهای صاحبنظر این حوزه آشنا شد.

دبیرستان را که تمام کرد، سراغ درسهای حوزوی رفت و دو - سه سالی را با لمعه و اصول و عرفان و فلسفه گذراند و البته سالهای بعد نشان داد که از همین دو - سه سال توشه خوبی از درسهای دینی برای خود اندوخته. نوارها و متن سخنرانیهای دکتر شریعتی که آن زمان میان جوانترها زیاد دست به دست میشد، هم تکملهای بر اندیشه پویا و فکر جستوجوگر عبدالحمید دیالمه شد. نظرات شریعتی را هم مثل سخنرانیهای مطهری و بهشتی و بازرگان، دقیق مطالعه و بررسی میکرد و همان زمان نقدهای منطقی برای این آراء و عقاید داشت. سال 1352 در رشته داروسازی دانشگاه فردوسی مشهد قبول شد. اسباب و اثاثیه را جمع کرد و راهی مشهد شد.
انتخاب مشهد برای تحصیلات دانشگاهی هم از سر تیزهوشی او بود. مشهد در سالهای نزدیک به پیروزی انقلاب، حال و هوایی شبیه تهران داشت و آدمهای زیادی از آنجا به قافله نهضت امام خمینی پیوستند و خیلی از آنها از سردمداران نهضت شدند. دانشگاه بستر فراهمی برای فعالیتهای انقلابی دیالمه بود و به همین دلیل از همان سال اول بساط کتابخانه اسلامی را در خوابگاه خود به پا کرد. هر چه کتاب خوب خوانده بود یا وصفش را از آدمهای مطمئن شنیده بود یا پیش از این همفکر و همراهی به او توصیه کرده بود، در آن کتابخانه جمع کرد. هر دانشجویی که تعلق خاطری به اسلام و مکتب شیعه و انقلاب داشت با این همه کتاب درست و حسابی که در این کتابخانه بود، بالاخره راهش به اینجا میافتاد و این همان چیزی بود که دیالمه میخواست. در فضای دانشگاه توانست کسانی را که زمینه خوبی داشتند دور خود جمع کند و برای نهضت یار و همراه جور کند.
نظرات ()امروز ششم فروردین است. روزی که امام (ره) رسما آقای منتظری را از قائم
مقامی رهبری عزل نمود. در سالگرد این اتفاق تاریخی خواندن این مطلب خالی از لطف نیست:
بدون تردید یکی از مهم ترین برهه های تاریخ معاصر جمهوری اسلامی را باید در فرآیند 4 ساله دوران قائم مقامی رهبری و عزل آیت ا... منتظری از این منصب توسط امام راحل، جستجو نمود. دوره ای حساس که جدای از حواشی آن، باید به تدقیق مدل رفتار و عملکرد حضرت امام (ره) در این باره پرداخت، به ویژه در زمان اوج این واقعه تاریخی که به طور خاص باید از تاریخ اعدام مهدی هاشمی (مهرماه 66) تا عزل رسمی منتظری در فروردین ماه 68 را مدنظر داشت.
آنچه که معمولا در وهله نخست کمی تامل برانگیز به نظر می آید، سوال پیرامون چرایی و چگونگی انتخاب آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری توسط مجلس خبرگان در سال 64 می باشد. این تصمیم چرا و با چه تحلیلی توسط مجلس خبرگان اخذ می شود؟ و از همه مهم تر نظر حضرت امام (ره) پیرامون این انتخاب چه بوده است؟! اگرچه در نامه 6 فروردین ماه 68 که امام خمینی (ره) رسما خطاب به آقای منتظری تاکید می کنند: " ولله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید" شاید بهترین استناد جهت اعلام نظر حضرت امام (ره) از همان ابتدا در مخالفت با قائم مقامی آقای منتظری باشد...
نظرات ()22 بهمن و خروش انقلابی وبلاگ نویسان ایرانی
با تعدادی از دوستان اینترنتی به فکرمان زد که با یک حرکت هماهنگ وبلاگی - وبسایتی به مناسبت سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با آرمانهای امام روح الله(ره) و مقام معظم رهبری و همچنین صدها هزار شهید انقلاب اسلامی تجدید پیمان نموده و همبستگی و ایستادگی و صلابت خود را به دشمنان قسم خورده این آب و خاک، در محیط سایبر نشان دهیم.(1)
دوستان عزیز میتوانند برای شرکت در این موج اینترنتی، به صورت موقت، از این لحظه تا پایان شب 22 بهمن 88 با اضافه نمودن جمله "الله اکبر، خامنهای رهبر" به اول یا آخر نام وبلاگ خود، در این خروش وبلاگی شرکت کنید.
یادتان باشد که رسانه خود شما هستید!
با انتشار این خبر در یک پست وبلاگی در وبلاگتان با تیتر "22 بهمن و خروش وبلاگ نویسان ایرانی" و همچنین با استفاده از این لوگو و لینک دادن به این نوشته در وبلاگ خود، شما نیز سهمی در گسترش این حرکت داشته باشید.
دوستانی که به این حرکت پیوستهاند میتوانند برای قرار گرفتن نام وبلاگشان در لیست حامیان این حرکت، در زیر همین مطلب در وب سایت بچه های قلم پیام گذاشته یا از طریق بخش ارتباط با ما اطلاع دهند.
پینوشت:
1- این یک حرکت اظهارگونه شخصی است و ملاکی برای طیف سنجی وبلاگنویسان حزب اللهی و انقلابی نمیباشد.
نظرات ()
سخنرانى در جمع خانوادههاى شهداى هفتم تیر (هوشیارى در مقابل توطئهها(
زمان: صبح 11 تیر 1360/ 29 شعبان 1401 مکان: تهران، حسینیه جماران
موضوع: هدف دشمن در حذف نیروهاى متعهد- لزوم هوشیارى ملت و توجه به مسائل اساسى کشور
صحیفه امام ج15 ص : 30
نصیحت به فریب خوردگان از منافقین
من حالا هم باز به این افرادى که خیلى منحرف نیستند، من به اینها باز نصیحت مىکنم که شما بیایید و حسابتان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حسابتان را جدا کنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آن وقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم. آنهایى که «شناخت» شان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهایى که کتاب عقایدشان را منتشر کردهاند و این آقایان هم شاید و لا بد دیدهاند آنها را، با ما که مىدانند که ما لا اقل مسلمان هستیم، مسلمان بدى هستیم، اینها حسابشان را جدا نمىکنند. شما دیدید که آقاى بنى صدر حسابش را جدا نکرده، خدا مىداند که من مکرر به این گفتم که آقا، اینها تو را تباه مىکنند. این گرگهایى که دور تو جمع شدهاند و به هیچ چیز عقیده ندارند، تو را از بین مىبرند، گوش نکرد، هى قسم خورد که اینها فداکار هستند، اینها مردم کذا هستند؛ یعنى، آنهایى که دور و بر او هستند. خوب من مىدانستم که این جور نیستند. یک دستهاى، که مىروند توى وزارتخانه دزدى مىکنند این را تأییدش مىکند. خوب معلوم مىشود، دزدى را شما گفتید. این قدر عقلشان ناقص است این را تأیید مىکردند. حالا هم من به این آقایانى که اهل سدادند، اهل صلاحند، منتها اعوجاج فکرى دارند، [مىگویم که] امریکا براى شما هیچ فایدهاى ندارد، دیگر گذشت آن وقت. امروز آنى که براى شما براى دینتان براى دنیاتان فایده دارند این ملتاند، این ملت پابرهنه است. آن ملت سرمایهدار هم به درد شما نمىخوردند، آنها همه براى خودشان مىکشند، شماها را مىخواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزى که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم مىبرند؛ براى اینکه شما لا اله الّا اللَّه مىگویید، آنها با لا اله الّا اللَّه مخالفاند. آنها توحید را توحید طبقاتى مىگویند. آنها معاد را همین جا مىدانند، همین دنیا. آنها غیر این دنیا چیزى را قائل نیستند، اما شما قائلید.
آن روزى که اینها پیروز بشوند- خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهید شد، شما را پل قرار دادهاند براى پیروزى، وقتى که رفتند این پل را عقب خودشان خراب مىکنند، آنها مزاحم نمىخواهند. من باز هم عرض مىکنم به آقایان که ماه مبارک رمضان است و درهاى رحمت خداى تبارک و تعالى به روى همه گناهکاران باز است و شما تا دیر نشده است در این ماه رمضان خودتان را اصلاح کنید. ما همه باید خودمان را اصلاح کنیم؛ ما هیچ کداممان یک آدم حسابى نیستیم. پناه به خدا باید ببریم و خودمان را اصلاح کنیم و با این جریانى که خروشان و دریاى مواج آدمهاى متعهد است ما با آنها خودمان را در همان جریان بگذاریم
نظرات ()با عرض پوزش بابت دیر شدن آپ دیت ها...
بدون مقدمه ...
دیدم داریم خیلی از راه امام(ره) و افکار امام(ره) غافل میشیم، بد ندونستم هر چند وقت یک بار مطالبی رو از صحیفه حضرت امام(ره) نقل کنم...
سخنرانى در جمع مردم (تأسیس حزب مستضعفین و هشدار به گروهکها)
زمان: 26 مرداد 1358/ 23 رمضان 1399 «1»
مکان: قم
موضوع: ضرورت تأسیس حزب مستضعفین- هشدار به احزاب و گروههاى فاسد و توطئهگر
مناسبت: روز قدس
حضار: ملت مسلمان ایران
...
خداى تبارک و تعالى در موضع عفو و رحمتْ رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم این طور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمىترسیم از اینکه در روزنامههاى سابق، در روزنامههاى خارج از ایران، براى ما چیزى بنویسند. ما نمىخواهیم وجاهت در ایران، در ...، در خارج کشور پیدا بکنیم. ما مىخواهیم به امرخدا عمل کنیم، و خواهیم کرد.
أَشِدَّاءُ عَلَى الکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ. «1» این توطئه گرها در صف کفار واقع هستند. این توطئه گرها در کردستان و غیر آن در صف کفار هستند، با آنها باید با شدت رفتار کرد. دولت با شدت رفتار کند، ژاندارمرى با شدت رفتار کند؛ ارتش با شدت رفتار کند. اگر با شدت رفتار نکنند، ما با آنها با شدت رفتار مىکنیم. ما با خود همینها، با خود همینها که مسامحه بکنند، اگر مسامحه بکنند، با شدت رفتار مىکنیم. مسامحه حدودى دارد، جلب وجاهت حدودى دارد. مصالح مسلمین را نمىگذارند به این امور از بین برود. دادستان انقلاب موظف است مجلاتى که بر ضد مسیر ملت است و توطئهگر است تمام را توقیف کند، و نویسندگان آنها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند. موظف است کسانى که توطئه مىکنند و اسم «حزب» روى خودشان مىگذارند، رؤساى آنها را بخواهد و آنها را محاکمه کند. ما باز تا چندى مهلت مىدهیم به این قشرهاى فاسد؛ و این اعلام آخر است و اگر چنانچه در کار خودشان تعدیل نکنند و به ملت برنگردند و دست از توطئهها برندارند، خدا مىداند انقلابى عمل مىکنم. مىآیم تهران و رؤسایى که مسامحه مىکنند با آنها انقلابى عمل مىکنم. قشرهایى از ارتش که اطاعت از بالاترها نمىکنند و امر آنها را اطاعت نمىکنند باید بدانند که من با آنها اگر آمدم، انقلابى عمل مىکنم. عذرها را کنار بگذارید! بروید فاسدها را سرکوب کنید، بروید توطئه گرها را سرکوبى کنید؛ مسامحه نکنید! دولت مسامحه نکند، ارتش مسامحه نکند، ژاندارمرى مسامحه نکند؛ پاسداران مسامحه نکنند.
من باز از همه قشرهاى ملت، از همه روشنفکران، از همه احزاب، از همه دستجات و گروهها- گروهها که مع الأسف تا کنون شاید دویست گروه پیدا شده باشد!- تقاضا مىکنم که مسیرتان، مسیر ملت و مسیر اسلام باشد، به ملت بپیوندید؛ صلاح شما در این است که به ملت بپیوندید. اگر خداى نخواسته این نهضت عقب بزند، شماها هم فداىغلطکاریهاى خودتان خواهید شد. لکن نهضت ما عقب نخواهد زد و نهضت ما به پیش مىرود، و باید سایر ملتها از نهضت ما عبرت بگیرند؛ و حکومتها از حکومت سابق ما و از وضعى که براى او پیش آمد، عبرت بگیرند...
صحیفه امام ج9 ص 282
نظرات ()