یکی دیگه هم پرید

۵ سال پیش وقتی خبر شهادت دوست عزیزمون (شهید ابوالفضل اسماعیلی ) رو بهمون دادند و اون احوالاتی که داشتیم (رجوع شود به مرداد و شهریور ٨٣) یکی از برو بچه های قدیمی جنگ حرف قشنگی زد و قابل تامل. بعد از یه مدت یواش یواش مثل خیلی حرفای دیگه توی ذهنم کمرنگ شد... تا پنج شنبه هفته قبل که بدن یک عزیز دیگرو توی سردخونه دیدم و بعد از پنج روز خودم غسلش دادم و کفنش کردم و نماز خوندم و تلقینش دادم و دفنش کردم... شهید فتنه...کسی که توسط منافقین ترور شد و فعلا بنا نیست بیشتر از این درموردش صحبت کنم. می خوام برگردم به حرف اون عزیز... که بعد از شهادت ابوالفضل شهید برای دلداری با ما حرف م زد یه حرف دقیق و قشنگ گفت:

" وقتی ما توی جنگ بودیم یکی پس از دیگری خبر رفقامون رو می آوردن که شهید شد. ما هم کلی خودمون رو سرزنش می کردیم که چرا زودتر نفهمیدیم که این شهید میشه. چرا بهش نزدیک نشدیم چرا ازش غاقل بودیم...

حالا شماها حواستون باشه، قبل از اینکه یکی دیگه از بینتون بره بشناسیدش، بهش نزدیک بشید، ازش غافل نشید..."

به خدا همون موقع اولین کسی که مطمئن شدم یه روز شهید میشه حسام بود... ولی ازش غافل شدم... حالا من حرف اون عزیز رو به شما می زنم:

"حالا شماها حواستون باشه، قبل از اینکه یکی دیگه از بینتون بره بشناسیدش، بهش نزدیک بشید، ازش غافل نشید..."

داد می زنم داد میزنم

هر روز و شب به شور و شین

کبوتری ز جمع ما

پرید و رفت پیش حسین

گریه تو هیئتاش

یادش بخیر یادش بخیر

دم زدن از شهداش

یادش بخیر یادش بخیر

/ 6 نظر / 17 بازدید
وبلاگ شهید محمد عبدی

تسلیت و تبریک عرض می کنم. شهیدان که دل را به دریا زدن عجب پشت پایی به دنیا زدند.. خوش به حالش...بلاخره تو این قضایای فتنه فضای غبارآلود جامعه اینکه یکی با بصیرت راهو تشخیص بده عاشقانه هم حرکت کنه حتی به بهای جان عزیزش تا راهو روشن کنه معلومه زندگیشو چطور و در چه راه و هدف طی کرده تا برسه به اینجا وانتخاب بشه.

حامد عزیزی

سلام.بالاخره نوشتم بعد از ماه ها. سر بزن يا عي

ختم صلوات

خدا دست مارو هم بگیره..............خوش به حالشون........................................

حاج حمید

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست بزرگوار با کلی ارادت از طرف محمد مهدی ( پسرم) خدمت رسیدم تا شما را به جشن تولدش که توی وبلاگم بر پا کرده دعوت کنم مایه سرفرازی ست که شاهد حضور صمیمی و مهربان شما باشیم تا کلبه محقرمان با وجود شما مصفا گردد پیشاپیش حضورتان را گرامی میدارم و منتظر حضور مهربان شما هستیم یا علی مدد ... التماس دعا

میثم

...

آنان که رفتند کار حسینی کردند ما که مانده ایم باید کار زینبی کنیم وگرنه یزیدیم... التماس دعا