ساقی ام را خبر کنيد...

کاروان خدا رسيد... حاجی کربلا رسيد...

اين زمين آشنا بود..پرغم و پر بلا بود...سرزمين بلا بود...

ساقی ام را خبر کنيد...خيمه ها را به پاکنيد...

ياری خواهرم کنيد....يادی از مادرم کنيد...دخترم را کمک کنيد...

 

فقط يه چيز می گم تا عاشورا و ان هم چيزی ست که وقتی يک صاحب نفس در مجلسی گفت سه چهار نفر بيهوش شدند.نمی دونم ايا بايد بگم يا نه...

وقتی اباعبدلله وارد سرزمين کربلا شدند، فرمودند صاحبان اين سرزمين کيستند.آنها را طلبيدند و پول زيادی به آنها دادند و زمين را خريدند.آن وقت دو وصيت نمودند حضرت :

۱) روز دوازدهم محرم به اينجا بيائيد و بدنهای شهدای اين کاروان را به خاک بسپاريد.

۲) هر کسی زائر اين سرزمين بود تا سه شبانه روز از او مهمان نوازی کنيد.

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوسن جعفري

اما اين روزها برايم عجيب است كه توي هيچ وبلاگي نخواندم كسي به خاطر محمد(ص)چيزي بنويسد كه اين روزها اينقدر ... چه بگويم ...چه بنويسم!اگر مسلماني اين است ... خوشا به حال من كه عاشقم ...!

najvaie shakee

السلام عليک يا اهل البيت نبوه ...........خيلی التماس دعا......يا علی

خاتون

ای اهل حرم میر علمدار نیامد .... یا بقیه الله .....

عاشورائيان

بسم الله // ابدا و الله ما ننسی حسینا ... یا اباعبدالله

کمیل

اللهم عجل لولیک الفرج ... سلام علیکم .. خوش به سعادت اونا که جسما و قلبا مهمون کربلای حسین علیه السلام هستن ... التماس دعا ... باولایت تا شهادت ... یاعلی

انصار الشهدا

سلام بسیار زیبا بود. خوشحال می شیم شما را در وبلاگ خود زیارت کنیم. التماس دعا یا علی

انصار الشهدا

در ضمن نام شما در ليست همسنگران انصارالشهدا وارد شده. اميد است شما نيز ما را لينک دهيد

حسین

ببنید مایل بودید تبادل لینک کنیم.

بچه محل

سلام آقا حمید اگه خودتی عروسیت مبارک

بچه محل

سلام آقا حمید اگه خودتی عروسیت مبارک