مگر علی(ع) به مردمی که حضرت را بدرقه میکردند نفرمود" این کار شما نفعی ندارد"؟!

اما منظور حضرت این بود که فلسفه کار شما چیست؟ آنها در جواب گفتند: «خلق منا نعظم به امراءنا» این عادت ماست، هر کسی رئیس شود ما این کار را برایش می کنیم. بعد از این که فلسفه این کار خود را بیان کردند، حضرت آنها را نهی کرده و فرمودند که این کار نفعی برای امرای شما ندارد. شما هم در دنیای خود ضرر می کنید و هم آخرتتان را خراب می کنید.

پناهیان درباره این که آیا استقبال مردم می تواند صورت صحیحی نیزداشته باشد، گفت: اگر آن روز هم مردم شهر «انبار» به امیرالمومنین(ع) می گفتند: «چون شما ولی الله و وصی پیامبر هستید، به شما احترا می گذاریم» یقینا امیرالمومنین برخورد دیگری می کردند و مانع آنها نمی شدند.

همان طور که رسول خدا(ص) در زمان هجرت مانع استقبال مردم مدینه نشدند و حضرت رضا(ع) نیز استقبال کنندگان از خود در نیشابور را از این کار نهی نکرده و حدیثی به آنها هدیه کردند. در حالی که هر دوی این استقبال ها پرشورتر و پرجمعیت تر از آن استقبال مردم شهر انبار بود.

این کارشناس مسائل دینی خاطرنشان کرد: بنابراین نیت و انگیزه استقبال خیلی اهمیت دارد و تعیین کننده است. اصل استقبال اشکالی ندارد؛ مهم این است که فلسفه آن چه باشد. اگر فلسفه آن شاه پرستی باشد، باید ترک شود ولی اگر فلسفه آن خدایی باشد، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه طبق روایات، یکی از اوصاف یاران امام زمان(ع) است. ما استقبال و بدرقه ای را خوب می دانیم که خودش قیام لله و تظاهرات ولایی است. وی در این رابطه به نکته مهمی در رفتار امام خمینی(ره) اشاره کرد و افزود: زمانی که امام(ره) در نجف یا قم تدریس می کردند، شاگردانشان را از این که برای ایشان صلوات بفرستند نهی می کردند و راضی نبودند شاگردان حتی احترامی در این حد برایشان قائل باشند. می گفتند صلوات را جای دیگری بفرستید. اما وقتی بعد از سال ها دوری از وطن بنا بود به ایران بازگردند، نه تنها از شکل گیری کمیته استقبال ممانعت نکردند، بلکه توصیه ها و هماهنگی هایی را هم با آن کمیته داشتند.

وی اضافه کرد: امامی که راضی نبودند سر درسشان کسی به احترام ایشان بلند شود و صلوات بفرستد، از برنامه ریزی برای استقبال میلیونی در تهران ممانعت نکردند. چون این استقبال، استقبال از شخص نبود؛ استقبال از شخصیت و جایگاه مقدس ولایت بود. بعد از انقلاب هم همین روش ادامه داشت. حضرت امام(ره) به ابراز ارادت مردم میدان می داد. چون این ابراز ارادت به شخص ایشان نبود.

این خطیب مشهور سپس الگوی رفتاری پیامبر اکرم در این زمینه را یادآور شد و گفت: وقتی مردم آب وضوی پیامبر را به عنوان تبرک می بردند، ایشان مانع نمی شدند. چرا به آنها نمی فرمودند: «این چه کاری است که می کنید؟ خودتان را ذلیل نکنید!» چون می دانستند مردم این کار را به خاطر خدا و با معرفت انجام می دهند. اگر مردم می گفتند: «هر کسی رئیس ما باشد وقتی دست و صورتش را می شوید ما آب وضویش را جمع می کنیم»، قطعا حضرت مانع می شدند.

/ 8 نظر / 17 بازدید
مرد آبادانی

ای آبادان پر بلا! گلهای پرپرت کو؟ یاران رهبرت کو؟ http://abadanman.persianblog.ir/ http://abadanman.webphoto.ir/

...

بسم الله الرحمن الرحیم ان شا’الله همیشه در راه ولایت باشیم عیدتون هم مبارک...اللهم الرزقنا شهاد~ فی سبیلک...یاعلی

...

شدیداَ محتاج دعاییم

سيدمهدي

فرا رسيدن ماه محرم ماه عزا و ماتم سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) بر شما و همه عاشقان تسليت باد ــــــــــــــــــــــــــ وقتش رسیده است،که سلمان مان کنی مجذوب چند آیه ی قرآن مان کنی ما بت پرست کعبه ی عشقیم،یاحسین قرآن ز نی بخوان که مسلمان مان کنی ما ذهن مان به درک مقامت نمی رسد ای کاش مور ملک سلیمان مان کنی... اللهم عجل لوليك الفرج

مهاجر

سلام بر محرم، سلام بر آب، سلام بر لب تشنه، سلام بر دست های بریده، سلام بر گلوی بریده سلام بر صبر زینب چشمان مأيوس ساقی لب تشنگان، و بازوان افتاده ی دستگیر عالمیان، و بالهای گشوده ی طیارالجنان؛ که منتظر شماست

ذوالجناح

سلام اخوی یاد دوستان قدیم بخیر یاد شب های حرم شاه عبدالعظیم بخیر چه دورانی بود رفتی حاجی حاجی مکه البته ما هم رفتیم به نوعی پیش ما بیا دلاور یا زهرا

آقامرتضی

یا الله سلام علی قلب زینب الصبور شهر آسمانی این دفعه زود به روز شد !!!!!!! منتظریم ... التماس دعا یا مهدی

میدونیم میای

در مورد این مطلب صحبتی دارم. اتفاقا من این را دیروز برای اولین بار در کتاب داستان راستان استاد مطهری خواندم. بعد از خواندن آن اولین چیزی که به فکرم رسید این حدیث بود که فکر کنم از خود امام علی (ع) باشد. می فرمایند هر گاه حاکم جایی شدی با رسوم خیر و بی ضرری که مردم آنجا دارند مخالفت نکن. تصور می کنم فرق این دو نوع برخورد در این باشد ، یک بار استقبال مردم می تواند به انسان روحیه و امید برای پشتکار بیشتر بدهد، و بار دیگر ممکن است شخص استقبال شونده را دچار غرور و تکبر کند. در مورد اول استقبال چیز خوبی است ولی در مورد دوم خوب نیست و باید جلویش را گرفت.