کجائيد ای شهيدان خدائی...

السلام عليک يا انصار رسول الله

 

السلام عليک يا انصار روح الله

 

بار ديگر درب شهادت به روی يکی ديگر از عاشقان اين راه باز شد و شاعر بزرگ و جوان سال و بسيجی ((سپهر ))‌پس سالهعا تحمل درد و رنج و چندين روز بستری در بيمارستان به دليل عوارض شيميائی به درجه شهادت نائل گرديد.

تشييع پيکر مطهر آن شهيد در روز دو شنبه ۳۰ شهريور ساعت ۹:۳۰ صبح از مقابل فرماندهی لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) تشييع خواهد شد.

اشعاری از آن شهيد بزرگوار :

يک کوچه غيرت ای قلندر تا علی مانده است

شمشير بر دارد هر آنکس با علی مانده است

ديشب تمام کوچه های کوفه را گشتم

تنها علی، تنها علی، تنها علی مانده است

ای ماه ماهتاب، آهسته تر اينجا قدم بگذار

در جذر و مد چاه يک دريا علی مانده است

از خيل مردانی که می گفتند می مانيم

انگار ابن ملجم با علی مانده است

ای مرد بر تيغت مبادا خاک نشيند

بر خيز تا برخاستن يک يا علی مانده است

و اين هم به اون افراد به قول رهبر : به ظاهر خودی

هميشه صحبت روز مصاف می کرديد

وناگهان دم رفتن غلاف می کرديد

شما کنار همين مردهای کوچک سال

چه ادعای بزرگ و گزاف می کرديد

تمام خلوتتان را حرام پر می کرد

به پيش چشم خدا هم خلاف می کرديد

شما که بادل خود جنگ داشتيد، چه طور ؟

هميشه داوری اختلاف می کرديد

شبی که خانه خوردشيد را خدا می ساخت

شما به دور چه سنگی طواف می کرديد

تمام آنچه نگفتيد خوب می دانيم

چه خوب بود که خود اعتراف می کرديد

----------

ای چهر های رنگ و ريا پيشه دروغ

روئيده در وجود شما ريشه دروغ

نوشيده ايد خون تمام قبيله را

در روز های فاجعه با شيشه دروغ

درگير و دار اين همه بازار رنگها

گرديده راه کسب شما پيشه دروغ

با اين همه حقيقت روشن، هنوز هم

غرق ايد تا هميشه در انديشه دروغ

وقتی که شيرها برشند از چهار سود

راه گريز نيست از اين بيشه دورغ

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجنون

سلام ... واقعا خوش به حالش که رفت ... تازه راحت و آزاد شد و به محبوب رسيد ... اين مائيم که هنوز در چنگال این دنیا و ظلمات خودمون اسيريم ... به اميد شهادت و سربلندی .... راستی به قول ياس کبود هنوز سپهرها بين ما زيادن کاش قبل از رفتن باشون بيشتر آشنا بشيم و درس بگيريم .... يا حق.

سلام

معشوقه خدا سلام مي خوام بهت (العياذ بالله توهين کنم) و توهينم اينه خانم خوب عالم سلام کسي که هر طلوع آفتاب خدا بهش سلام ميکنه سلام گستاخي مثل من توهين محسوب مي شه. يا علي

خاکسار آستان علی

سلام. روح همه شان با انبياء و اولياء محشور باشد ان شاء الله. قطعه شعر دوم به غايت زيباست. دوست دارم با نام شاعر و اشعار بيشتر از او در صورت امکان آشنا شوم. قلمتان استوار و پايدار باد. يا علی

mohebe fatemeh

پندار ما اين است که ما مانده ايم و شهدا رفته اند.زهنار که شهدا مانده اند و اين زمان است که ما را با خود می برد....سرور شهيدان اهل قلم((سيد مرتضی آوينی)) .........التماس دعا..........اللهم عجل لوليک الفرج

mohebe fatemeh

پندار ما اين است که مانده ايم و شهدا رفته اند.زنهار که شهدا مانده اند و اين زمان است که ما را با خود می برد....سرور شهدان اهل قلم...سيد مرتضی آويني....التماس دعا........اللهم عجل لوليک الفرج

مصطفي(مهدي فاطمه سلام!)

سلام برمهدي ، آخرين پناه جهان..... سلام بر منتظران امام زمان (عج).. اي دل افسرده از هجران مهدي غم مخور/ عاقبت از بهرقلب خسته تسكين ميرسد...منتظر حضور شما در وبلاگمان هستیم انشا لله در پناه قرآن موفق موئید باشید..

مصطفی

باسلام خدمت شما.ايام پربرکت شعبانيه ومولود پاکترين مردان خدا واهل بيت عصمت و طهارت امام حسين(ع)-ابوالفضل العباس(ع)-امام عارفين وساجدين سجاد(ع)ويگانه منجي عالم خلقت حضرت بقيه الله الاعظم(ارواحناله الفداه)رابه شما عاشق اهل بيت(ع)تبريک وتهنيت عرض مي کنم.اميدوارم هميشه درضل توجهات آقاامام زمان(عج)قرارداشته باشيد.در ضمن back groand بسیارزیبائی دارید.جوری که حیفم اومد تعریف نکنم.مويد ومنصورباشيد.التماس دعا....

چشمان شيشه اي

سلام/ شما بچه بسيجيا تو روز روشن هم دارين به زور اين و اونو شهيد ميکنين .آخه اخوی اگه از سپهر آشنايی داری که بهش با اين خبرت جفا کردی . و اگه خبری ازش نداری مجبور نيستی خبر جعلی بنويسی.سپهر در عين ارادتش به خاندان ابا عبدالله و شهدا و جانبازا نه جبهه رفته بود نه شيميايی شده بود.اما به زور شما غزل شهادت رو سراييد. نه اخوی ابولفضل ديابت داشت و به خاطر همين مرضش کليه هاش هم از کار افتاد و مجبورش کردن تا دياليز کنه اما باعنايت خانم زهرا (س) شفای کليه هاشو گرفت اما عمر اين شاعر عزيز و خوش ذوق بسيجيمون تموم شد. و با سکته مغزی دار فانی رو وداع گفت. ضمنآ اگه لازم باشه حاظر هستم مدارک پزشکی این عزیزمون رو از طریق آقای گلعلی بابایی در لشگر ۲۷ محمد رسول الله در خدمتتون بزارم. یا علی مدد

رویای ناتمام من...

سلام رفيق...سپهرم رفت...هنوزم ما اينجاييم ...همون خط اول قصه انتظار...کاش لايق بوديمو مام ميرفتيم...راستی اين افراد ظاهرا خودی دوباره دارن شلوغ بازی در ميارن...بابا نميدونم اينا چجوری حاليشون ميشه که حريف نيستن...بخدا پر روييم حدی داره...اما از اين حالم گرفتس که افراد به ظاهر تحصيلکرده پيروشون شده و اونجاست که از خدا تحصيل همراه با تهذيب طلب ميکنم...خيلی مخلصيم...يا علی مدد